افراد موفق چگونه می اندیشند؟

موفقها اغلب اوقات به چه و چگونه می اندیشند؟   How Successful People Think

به طور کوتاه و خلاصه اشخاص موفق در اغلب مواقع به خواسته هایشان فکر می کنند و اینکه چگونه می توانند به این خواسته های خود برسند. تقریباً همه ما هم به خواسته هایمان فکر می کنیم ولی چرا به آنها نمی رسیم؟ تفاوت در چیست؟

تفاوت در روش فکر کردن است. افراد موفق از روش تصویر ذهنی یا خودانگاره به خواسته های خود می رسند. تصویر ذهنی هرکس اثر بخشی او را در همه زمینه های زندگی رقم می زند. رفتار بیرونی هرکس همیشه با آنچه در درون خود فکر و احساس می کند رابطه دارد.

تصویر ذهنی است که توضیح می دهد چرا قوانین ذهنی تا این اندازه بر شخصیت ما تأثیر می گذارد.  پس از آنکه تصویر ذهنی ما در زمینه به خصوصی شکل گرفت همیشه به طرزی منطبق با آن عمل می کنیم. تصویر ذهنی ما هرچه باشد خیلی زود منطقه آسایش ما را می سازد. وقتی در زمینه به خصوصی به منطقه آسایش رسیدیم بدون اینکه متوجه باشیم به اندازه ای تلاش می کنیم که در این منطقه آسایش باقی بمانیم.

برای مثال در زمینه پول اگر منطقه آسایش ما کسب ۲/۰۰۰/۰۰۰ تومان درآمد در ماه باشد در آمد ما در همین حد و حدود خواهد بود. بدون توجه به اینکه در پیرامون ما چه اتفاقی می افتد، این مبلغی است که به دست خواهیم آورد.

راه رسیدن به حداکثر توانمندی و افزایش درآمدمان این است که تصویر ذهنی خود را در همان حد و اندازه ای که می خواهیم درآمد داشته باشیم قرار دهیم. باید عادتهای فکری جدید ایجاد کنیم و باید اندیشه و احساس خود را تغییر بدهیم.

ارکان تصویر ذهنی:

نخستین بخش تصویر ذهنی خویش ایده آلی است.

این تصویر ایده آلی است که ما از خود داریم، یعنی بهترین کسی که می توانیم باشیم را در ذهن خود تصور کنیم. خویش ایده آلی ما را خواسته ها، امیدواریها، رؤیاها، هدفها و خیالاتی که درباره زندگی خود در آینده داریم شکل می دهند.

خویش ایده آلی ما را ترکیب بهترین کسی که از خود می توانیم تصور کنیم و زندگی کردن به بهترین شکلی که می توانیم داشته باشیم تشکیل می دهد.

برای اینکه خویش ایده آلی خوبی در ذهن داشته باشیم باید الگوهای مثبت برای زندگی مان پیدا کنیم. باید زندگی نامه اشخاص موفق را بخوانیم و ارزشهای والایی را برای خود انتخاب کنیم که این ارزشهای ما هستند که شخصیت ما را شکل می دهند.

بخش دوم تصویر ذهنی چگونه دیدن خود است.

هر طور که ما درون خود را ببینیم، بیرون خود را شکل می دهیم. اگر ما خودمان را در درون مثبت و موفق ببینیم در بیرون هم به همین شکل رفتار خواهیم کرد.

تصویر ذهنی را اغلب آیینه درون می نامند. ما باید ذهنمان را با تصاویر مثبت تغذیه کنیم و ببینیم که به خوبی عمل می کنیم و به خواسته هایمان می رسیم تا حدی که می توانیم تصاویر مثبت را در ذهنمان حفظ کنیم و آرام بگیریم و به شرایط عادی برگردیم. بعدها وقتی که خود را در آن موقعیت ببینیم ذهن نیمه هوشیار ما کلمات، رفتار و حالتهای ما را به خاطر خواهد آورد و بر همان اساس رفتار خواهد کرد.

سومین بخش تصویر ذهنی عزت نفس است.

میزان عزت نفس ما شادابی و انرژی شخصیت ما را مشخص می سازد. آنچه در پیرامون ما اتفاق می افتد به شکلی روی عزت نفس ما تاثیر می گذارد، یا بر عزت نفس ما می افزاید یا از آن چیزی می کاهد. هرگاه احساس کنیم که عملکرد و رفتار ما با بهترین کسی که می توانیم باشیم سازگاری دارد عزت نفسمان بالا می رود.

می توان گفت که عزت نفس برابر است با مقداری که ما خودمان را دوست داریم. هرچه خودمان را بیشتر دوست داشته باشیم نتیجه کارمان بهتر می شود و هرچه نتیجه کارمان بهتر شود بیشتر خودمان را دوست خواهیم داشت.

بهترین جمله ای که می تواند عزت نفسمان را افزایش دهد جمله من خودم را دوست دارم است.

این سه رکن روی یکدیگر تأثیری بر جای می گذارند که ما رفتارمان را آن طوری که می خواهیم تغییر دهیم و موفق شویم.

بنابراین قبل از انجام هرکاری تصویر ذهنی روشنی از خود بسازیم و خود را در بهترین شرایط ببینیم و مدام جمله ی من خودم را دوست دارم را تکرار کنیم.

منبع: www.simineh.com

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *